مرگ

در آنجا نیستم نخوابیده ام

همواره ازهرسو درمعرض وزیدن هستم

درخشش الماسی هستم روی برف

جوانه ای درحال رشد زیرنورخورشیدم

باران آرام پاییزی ام

شاید سوسوی شبانه ستاره ای باشم

برمزارم نمان و گریه مکن

من آنجا نیستم.....نخوابیده ام

 

تابعد....

/ 11 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
هِرا

واقعاً ؟؟؟ یعنی منم یه روز از هرسو می وزم؟؟؟؟ ولی بهرحال شما گریه تون رو بکنید!![نیشخند]

نگاه کویر

سلام تعبیرای فوق العاده ای بود... مخصوصا کشف نهایی!! جدی می گم اول نفهمیدم چیه اما بعد برام خیلی شیرین بود! زیبا بود

نگاه کویر

راستی یه چیزی! خیلی برام سواله! همین که اسم وبلاگتون رو دیدم به ذهنم رسید! خب سی سال که بگذره بعد چی؟؟

هِرا

سلام. همچین یه دفعه هم نبود! کم و بیش میپلکیدم//

هِرا

اگر نخوابیدی، پس چرا نمی وزی بر وبلاگت ؟؟؟؟؟؟؟؟؟[اوه]

مریم

خیلی وقته ننوشتی کاوه جان

محمد

لینکت کردم منو با اسم "این یکی آخرشه" لینک کن[نیشخند]

برده

به ضم م!! خیلی وقته میام ولی مرگ چشمامو پر می کنه